امروز توی مترو ۲ تا بچه (یکیشون پسر اون یکی دختر) دیدم گوله نمممممممکککککک

موها فرفررررییییی عین سیم ظرفشویی

چشم ابرو مشکیییی

پسره یکی دو سال بزرگتر بود و دختره تازه تازه راه میرفت :)))

دختره منو دید طبق معمول یه چشنک زدم بهش یهو دیدم خندید :)))

یهو گردنشو کج میکرد منم کج میکردم میخندید :)))

دل میبرد دیگه

یه خانومی هم بغل دست ما بود اولش با یه لبخند داشت مارو نگاه میکرد یهو گوشیشو در آورد

شروع کرد تایپ کردن

تند و تند :)

هی منو نگاه میکرد مینوشت بچه هارو نگاه میکرد مینوشت :)

الان که من دارم این پستو مینویسم شاید یه پستی منتشر شده باشه با همین موضوع که من شخصیت اصلیشم :)))

فقط اگه اینجارو میخونه خواستم بگم منم


مشخصات

  • دانلود + ادامه مطلب (منبع اصلی)
  • کلمات کلیدی: میکرد ,نگاه میکرد ,میکرد مینوشت ,نگاه میکرد مینوشت
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارشدهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

پویاکده تاریخ اسلام دکتر محمود زرّینی پسران بمپور-2 جمعیت اسلامی پرستاران ایران نقل بلاگ معمارگونه شرکت پیمانکاری و تامین نیروی انسانی سام آذر جوان اقدام پژوهی مجله خودرویی تیبا